برچسب: نویسنده: علی رضوانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1402 ساعت: 9:30
همنشینی دوساعته با رفیقمون محمد بن محمد بن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی هم از شیرینی های روزگار بود که نصفش تو کوچه مدرسه گذشت و نصفه بیشترش تو بلوار فردوس . حاجی شما که زاده ی مملکت چار فصلمون بودی و سیتیزن قونیه و اکثر اشعارتم رنگین کمونی بود و تقدیم به استاد و مرد زندگیت ! محمد بن علی بن ملک داد تبریزی و بعد عروجش و پر کشیدنش هم تارگت شعرات بود واسه پیرهای جایگزین باور کن که یه درصدم از لطفتون تو قلبمون کم نشد. باعث شد بیشتر ازت بشنویم و بخونیم و اشعاری که هزار باره ازت شنیدیم و هزار و یک باره بازم بشنویم این بار و شعرارو به قول امیر سود بخش میل کنیم جای فقط خوندن.حاجی تو حتی اخرین شعر دفتر اخرت هم واسه پسرت بود .همون شعر غم انگیز رو سر بنه به بالین... ضد زن بودی و با جمعیت نسوان حال نمی کردی و ریش پشم نقطه ی شور انگیز زندگیت. و چقدر بیشتر از شما از معشوقتون خوشمون اومد.جناب تبریزی.که واقعا اگر نبود شمایی نبودی.چقدر اومدن این پیرمرد بد اخلاق، عجیب غریب بود و چقدر رفتنش هم مثل اومدن و موندنش عجیب تر. مسخرست اما من و یاد فیلم سوپراستار و اون دخترک انداخت که اومد و غیب شد. من شمسم.خودم و شمس می بینم و خورشید روزگارمم.اخلاقای بدش و ادیت کردم و یه خورشید درجه یکم. واسه همینه که شاید نارنجی برام یه دیوان بسراید. به اسم دیوان یک ادم جامانده. عاشقانه تر ازین حرکت در جهان عشاق وجود داره که هزار تا شعر بگی برای معشوقت و اسم کتابتم بزنی به اسمش و بشه دیوان شمس؟هیتلر یا کیم جونگ اون یا کوروش کبیر؟ کوچه ی بعدی برای رفتن به تاریخ در انتظار است.+ پادکست های جا مانده ای . اون سمت چپ به موضوعات اضافه شد.
+
چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۴۰۲ جا مانده
برچسب: نویسنده: علی رضوانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1402 ساعت: 9:30
دیدن فیلم های جیرانی همیشه برام جذاب بوده . دنیای نویی که این پیرمرد و هفتاد و چند ساله می سازه . ایده های خلاقانه ای که هنوز براشون ذوق زده هست برای من شگفت انگیزه . شور ساختن و خلق کردن و تو اکثر کاراش می بینم . فیلم آشفته گی هم جزو همین تجربه های حال خوب کن من بود .از نوع فیلم برداری کج و کونجول فیلم که از اولش برای بیننده عجیب میاد گرفته تا موسیقی و دنیای سرد و خلوتی که انگار متعلق به هیج زمان و مکان خاص نیست تا داستان جنایی و معمایی و عاشقانه ای که مختص به خود جیرانیه برای من تجربه ی دلپذیری بود .
+
پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۲ جا مانده
|
برچسب: نویسنده: علی رضوانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1402 ساعت: 9:30
برچسب: نویسنده: علی رضوانی تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 15:31
برچسب: نویسنده: علی رضوانی تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 15:31
"همه عاشق قدرتیم همه تشنهایم به دنبالشیم چون قدرت به آدم اجازه پرواز میده چون به تو چیزی میده که نیستی هرچقدر زشت اما دیگران بهت احترام میذارن با همه کمبودهات با همه پلیدیهات اما کم کم عاشقت میشن..."
قورباغه
برچسب: نویسنده: علی رضوانی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 14:16
سریال جدیدی که شروع کردم به دیدن اسمش هست یاغی.ساخته ی محمد کارت.که قبلا ازش فیلم شنای پروانه ( کلیک) رو دیده بودم.محمد کارت تو شنای پروانه نشون داد توانایی بینظیری تو بازی گرفتن از نا بازیگرا داره.شناختش از فضای جنوب شهر یکی از پوین های مثبتیه که این کارگردان داره و قبلا هم تو فیلم قبلیش نشون داده بود.اینکه بتونی تو فضای جنوب شهر از بازیگرایی که مخصوص به همون فضان بازی بگیری کار هرکسی نیست.کاری که قبلا تو سریال های عطاران دیده بودم.مثل خانه به دوش و متهم گریخت.اینکه اپیزود اول یک ساعت و نیم بود تایمش و خیلی نفهمیدم دلیلشو! بله تو سریال های اونور اپیزودی دارن به نام پایلوت که میسازن تا بازخورد هم شبکه هم بیننده بگیرن تا بتونن بقیه اپیزود ها رو پخش کنن.همجبن سیستمی نه تو ایران هست نه خواهد بود پس دلیل اضافه بودن این اپیزود اول و نفهمیدم.پارسا پیروز فر بازیگر خوبیه امیدوارم کارگردان ازش بازی گرفته باشه نه مثل این اپیزود و حرکت های اسلوموشن و رخ عقاب و ظاهر دختر کش این بازیگر بخواد سریالش و بچرخونه. وگرنه باید جاش گلزار می ذاشت نه پارسا پیروز فرو.علی شادمان بازیگر خوبیه و معلومه برای رسیدن به این شخصیت کلی تلاش کرده و از بدن آمادش هم مشخصه.اما همچنان با نوع دیالوگ گفتنش مشکل دارم.لحن حرف زدن و صدای دو رگش تو سکانس های احساسیش خیلی بد و نامفهوم بود. و بر عکس تو سکانس مواجهش با عمش و قضیه ی راضی کردنش برای آزمایش و شناسنامه دار شدنش واقعا بی تظیر بازی کرده بود.ابرا ! هم اسم قشنگیه.
+
دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۴۰۲ جا مانده
|
برچسب: نویسنده: علی رضوانی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 14:16